خرید بک لینک
امروز بعد از مدتها اومدم اینجا بنویسم. مدتها بود که میومدم شروع کنم به نوشتن اما حسش نبود. شروع این وبلاگ با شروع زندگی اکرم و نسیم در کشور فنلاند بود. 10 سال پیش. زندگی هر دومون به مرور زمان خیلی تغییر کرده. مثلا یکی از تغییرات عینکی شدن نسیم بوده و رسمی شدن قرار دادش که واقعا جای تبریک داره. من که هنوز نتونستم....

تغییر بزرگی که شاید یک نقطه عطف تو زندگی من است... انگلستان..

یک ماهه اومدم بیرمنگهام و تو این یک ماه اتفاقات ریز و درشت زیادی افتاده...

میخوام بگم شروعش از اون چیزی که فکر می کردم خیلی راحتتر و بهتره...

اکرم و نسیم چند ساله از هم دیگه جدا شدن اما این ظاهرشه. همیشه با همن. تا همیشه...

من تازه کامپیوترم اومده و کیبورد فارسی ندارم و با این حافظه داغونم به سختی تایپ میکنم. یادش به خیر تو هلسینکی نسیم همیشه از دانشگاه تو وبلاگ مینوشت در عنفوان دانش آموزیش کلاس ماشین نویسی رفته بود و بدون نگاه کردن به صفحه از حفظ و سریع تایپ میکرد... اون موقع باهم پست مینوشتیم.

کامپیوترم از اونی که ایران داشتم خیلی خفن تره. رمش 16 است و دوتا مانیتور داره و تفریح من شده اسکرول فایلها با موس و بردنش تو مانیتور دوم. بعد هم با اون گیجی ذاتیم باید هی بگردم ببینم صفحه رو کدوم مانیتوره. خلاصه بساطیه که بیا و ببین

امروز یه دوست جدید پیدا کردم. اونم یه هفته است اومده. اصالتا مصری ه اسمش یاسمین. شماره هم دیگه رو گرفتیم... شاید یه روز دوستای خوبی شدیم...

بعدا بیشتر مینویسم...

برچسب: نویسنده: کاوه یوسفی تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 18:38

صفحه بندی