خرید بک لینک

دیروز با یکی از دوستام حرف می زدم. برای مراسم گرفتن پاسپورت دعوت بودن. از یکی از دوستانشون صحبت می کرد که در ارتش زمان شاه پست بالایی داشته و سالها در انگلیس زندگی کرده و حاضر نبوده پاسپورت انگلیسی بگیره و همین دو سال پیش به اصرار خانواده بالاخره این کار را کرده.

میگفت تنها دلیلش برای راحت سفر رفتن است. بهش تبریک گفتم. گفت به زودی برای خودت و من فکر کردم یک سال به سرعت برق و باد گذشت.

ای کاش ایران ما هم...

این روزها هیچی هیچ ایرانی را خوشحال نمیکنه. پدرم شب پروازم میگفت اگر هم چیز خنده داری باشه خنده الکیه از ته دل نیست.

به آینده بهتری امید دارم.

برچسب: نویسنده: کاوه یوسفی تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 14:48

صفحه بندی