
در سومین روز کاری از سال جدید خبر فوت بهترین استادمون که مدتی بود دچار کسالت بود، ما رو عمیقا متاثر و غمگین کرد. روزهای تلخی بود. و البته هست. باور این که استادم دیگه نباشه خیلی سخته. چون هر لحظه باشه و هر کاری بخوام بکنم ناخودآگاه یادشون و حرفاشون برام زنده میشن. درس دادن و کلاس رفتن که سخت ترین کار ممکن بود. همین جوری هم همش یادشون میفتم. چون برام یه معلم اخلاق بودن. در هر زمینه ای از زندگی همیشه حواسشون بهمون بود و توصیه های پدرانه شون همیشه کارگشا و به یاد موندنی بود. به هرحال اما زندگی باز هم جاری ه. روزگار خیلی بدجنس ه. ما باز هم زندگی می کنیم و کلاس می ریم و همه کارامون رو انجام میدیم....
ادامه مطلب