خرید بک لینک

کار کردن تو سیستمی که اصولش بر مبنای سخت گیری بیش از حد و گیر انداختن تو کار همه و فضولی در کار همکاراست خیلی سخت ه. این هفته برای گرفتن یه نامه خیلی ساده اداری کلی دردسر کشیدم و اعصابم خورد شد و از اون مهم تر کلی تیکه و کنایه نصیبیم شد.

روز به روز بیشتر به این نتیجه می رسم که انتخابم اشتباه بود. تو مسیر زندگیم تا اینجا چند بار اتفاق افتاد که سر دو راهی بودم و همه تصمیم هایی که اون زمان (ناآگاهانه) گرفتم وقتی کنار هم قرار گرفتن من رو به این جایی که الان هستم، رسوندن. تلاشم هم زیاد بود برای این که بتونم سیستم رو قبول کنم. ولی وقتی کار از پایه اشتباه بوده همخوانی هم وجود نداره و تلاش ها یا واقعا بی مورد ه و یا هم هنوز ناکافی ه. چون هنوز هم توی این سیستم حس خوبی ندارم و در مجموع به این نتیجه رسیدم که من متعلق به این سیستم نیستم.

نمی دونم روزگار قراره من رو به چه سمتی ببره. نمی دونم چه اتفاق هایی قراره برام بیفته. اما مطمئنم که اگه آینده من قراره در همین مسیری که الان هستم طی بشه روزهای سخت تری در پیش رو دارم. خدا آخرش رو برام ختم به خیر بکنه.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۶ساعت 13:13 توسط اکرم و نسیم |

برچسب: خسته,خسته, نویسنده: کاوه یوسفی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:23

صفحه بندی