خرید بک لینک

آخرین چهارشنبه سال جاری هست و من توی دفتر کارم مشغولم. جمع بندی فایل های مربوط و یه سری کارهای دقیقه نودی که باید انجام میشد. صدای آواز دلنشین پرنده های کوچیک از توی محوطه شنیده میشه و نوید بهار رو میده. دانشگاه هم کاملا خلوت و تک و توک دانشجویی دیده میشه. آرامش خاصی اینجا برقراره و من هم سعی می کنم این آرامش رو به خودم تزریق کنم. اما توی دلم آشوب ه. آشوب از مشکلی که برای یکی از عزیزترین های زندگیم پیش اومده. از کسالت یه معلم. عزیزترین معلم. معلم ها هم انگار مثل مامان و باباها می مونن. نباید مریض بشن. سعی می کنم منفی فکر نکنم و به جاش انرژی مثبتم رو جمع می کنم و برای سلامتی این انسان بی نظیر دعا می کنم.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۵ساعت 11:26 توسط اکرم و نسیم |

برچسب: آخرین,روز,کاری, نویسنده: کاوه یوسفی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:23

صفحه بندی