امروز بعد از تموم شدن کلاسم داشتم وایت برد رو پاک می کردم. گاهی عجله دارم و از بچه ها میخوام که پاک کنن. در حین پاک کردن یکی از دانشجوهای خوبم پرسید استاد برای چی پاک می کنین. هیچ کسی نمیکنه. ما وقتی میایم سر کلاس همیشه تابلو کثیفه. منم گفتمو خوب بمونه روش زودتر خراب میشه اصولی اش اینه که باید تمیز بشه. گفتن اصولی خیلی چیزها هست ولی کی رعایت می کنه.
قبلا به این موارد بیشتر اهمیت می دادم. البته خیلی تغییر کردم اما می بینم هنوز هم کارهایی هستن که من ترجیح می دم انجام بدم با وجود این که کسی انجام نمی ده.
بهشون گفتم ما تو کشوری زندگی می کنیم که هیچ چیز اصولی نیست. اگه بخوایم به این بهونه غیر اصولی رفتار کنیم که نمی شه.
یکی از مشکلاتی که همیشه از بچگی داشتم این بوده که خیلی زود سرخورده می شم. وقتی چیزی بر خلاف میلم اتفاق می افته حسم به شدت بد میشه و گاهی حتی دوست دارم گریه کنم. نمیدونم برای این راه حلی وجود داره یا نه. سعی کردم یه کم رو اینترنت مطلب پیدا کنم. راه هایی برای مقابله با سرخوردگی. خوب بودن. یه مقاله انگلیسی بود که میگفت فازهای مختلف داره. مرحله اول اینه که بریزیش بیرون. حتی با گریه. و بعد مراحل بعدی. یه جمله قشنگ توش بود که منو خیلی جذب کرد و دوست داشتم به اشتراک بگذارم:
اگه تو انسان مهربان و با عاطفه ای باشی و قلبت به روی همه باز باشه و اینطوری رفتار کنی ممکنه با رفتار سرد و نامناسب خیلی ها دلسرد بشی. حالا دو راهکار هست. یکی این که قلبت رو به روی دیگران ببندی. دوم این که برای اصول خودت ارزش قایل بشی و خودت بمونی با وجود این دلسردی ها و خودت باشی. اینطوری هروقت که نا امید و سرخورده بشی میتونی یک راه حل سالم برای مقابله با این شرایط و برگشت به حس های خوبت پیدا بکنی.
جالب بود. کلی که نگاه می کنم می بینم تا وقتی که این طور زندگی می کردم خیلی آسوده تر بودم. احساس ام به زندگی بهتر هم بود. اما الان گاهی میشه که من راه اول رو انتخاب می کنم. البته همین تخته پاک کردن امروز باعث شد حس کنم که هنوز هم نسبتا سعی می کنم خودم باشم. هرچند که برای دیگران بی معنی باشه. مهم اینه که من خودم این طوری احساس بهتری دارم. باید بیشتر تلاش بکنم.
یه مطلب دیگه هم خوندم که جالب بود. از یه فرد نامعلوم. که باید سعی کنی نا امیدی امروز رویاهای فرداهات رو خراب نکنه.
برچسب: پای بندی به عشق,بندی به پای دارم,
نویسنده: کاوه یوسفی