
تصور کن یه آخر هفته معمولی رو گذرونده باشی. آخر هفته ای که پنج شنبه ش رو باید برای یه کاری می اومدی سرکار و بقیه ش هم معمولی گذشته. به خاطر سرمای هوا و باد و بارون نتونستی بری یه گشت و گذار. و خلاصه به روال معمول و مثل هر روز معمولی گذشته. در آخرین ساعات جمعه هم یه دل گرفتگی و بغضی هم اومده باشه سراغت طوری که بعد از مدت هاااااااااااا کلی گریه کردی و با گریه و بغض خوابت برده باشه و صبح شنبه که داری میری کلاس از چشمای به شدت پف کرده ت تعجب کنی. میری کلاس و بعد که میای اتاقت آبدارچی برات یه بسته پستی می آره... و توش چیه؟ یه هدیه خیلی زیبا به همراه یه نامه ساده و پر از محبت. از طرف کی؟ از طرف یکی...
ادامه مطلب
خیلی خوابم میاد. امروز روز معلم بود و دانشجوهام برام یه دسته گل خوشگل و سی دی تار آوردن. صدرنگ رنگ. نمی دونم چطوری فهمیدن به تار علاقه دارم. خوشحال شدم و مثل بی جنبه ها عکس گرفتم و فرستادم برای دوستام. یکیش هم اشتباهی فرستادم تو گروه تل.گرام خودشون. آبروم رفت. خوبه توضیحش تابلو نبود تونستم ماست مالی کنم و مثلا تشکر کردم. اما فکر کن. مقنعه عقب موهای بیرون گلهای سرخ. لعنتی عکس قشنگی شده. ازونا که حر.است خوشش نیاد. خیالی نیست. دیشب ساعت ۳ از یه سفر کوتاه طولانی برگشتم. سفر کوتاه بود چون از سه شنبه تا شنبه طول کشید. طولانی بود چون دوستانی رو دیدم که برای دیدار کو...
ادامه مطلب