
خیلی خوابم میاد. امروز روز معلم بود و دانشجوهام برام یه دسته گل خوشگل و سی دی تار آوردن. صدرنگ رنگ. نمی دونم چطوری فهمیدن به تار علاقه دارم. خوشحال شدم و مثل بی جنبه ها عکس گرفتم و فرستادم برای دوستام. یکیش هم اشتباهی فرستادم تو گروه تل.گرام خودشون. آبروم رفت. خوبه توضیحش تابلو نبود تونستم ماست مالی کنم و مثلا تشکر کردم. اما فکر کن. مقنعه عقب موهای بیرون گلهای سرخ. لعنتی عکس قشنگی شده. ازونا که حر.است خوشش نیاد. خیالی نیست. دیشب ساعت ۳ از یه سفر کوتاه طولانی برگشتم. سفر کوتاه بود چون از سه شنبه تا شنبه طول کشید. طولانی بود چون دوستانی رو دیدم که برای دیدار کو...
ادامه مطلب
امروز بعد از تموم شدن کلاسم داشتم وایت برد رو پاک می کردم. گاهی عجله دارم و از بچه ها میخوام که پاک کنن. در حین پاک کردن یکی از دانشجوهای خوبم پرسید استاد برای چی پاک می کنین. هیچ کسی نمیکنه. ما وقتی میایم سر کلاس همیشه تابلو کثیفه. منم گفتمو خوب بمونه روش زودتر خراب میشه اصولی اش اینه که باید تمیز بشه. گفتن اصولی خیلی چیزها هست ولی کی رعایت می کنه. قبلا به این موارد بیشتر اهمیت می دادم. البته خیلی تغییر کردم اما می بینم هنوز هم کارهایی هستن که من ترجیح می دم انجام بدم با وجود این که کسی انجام نمی ده. بهشون گفتم ما تو کشوری زندگی می کنیم که هیچ چیز اصولی ن...
ادامه مطلب